ولی وقتی به اون خونه دنج فکر می کنی که داره برات آماده می شه که به تک تک دیواراش فکر کرده و تمام تلاشش برای اینه که خونه دلخواه تو باشه به تمام وسایلی که با سلیقه تو خریده شده به اون تراس دنج که به عشق شبای تنهاییتون توش یاس کاشته که بوش مستتون کنه به آشپزخونه ای که برای طراحیش یه اندازه یه خونه وقت گذاشته و هزینه کرده و رو حتی لولای کشو هاش دقت کرده فکر می کنی یه خونه ای که می شه اولین خونه خودتون به لحظه های طلائی که تو کنار هم می گذرونید با خودت می گی
گل در بر و می در کف ومعشوقه به کام است سلطان جهانم به چنین روز غلام است
۲. امان از نگاه غمگین مامان بابات و غم غریب صداشون و اشک تو چشماشون که دلت رو ریش ریش میکنه وقتی تماشات می کنن که داری اتاقتو جمع می کنی !
۳. با تمام سختی که این رفتن داره بی تاب رفتنی...بی تاب کنار ش بودن حرف زدن باهاش سربسر گذاشتنش لمس دستاش بوئیدنش دیدنش نفس کشیدن هوائی که اون داره به ریه هاش میفرسته ...امان از عشق
